|
دنیا خوابی است که اگر آن را باور کنی پشیمان می شوی. مولا علی ع
|
سلام صبح شما بخیر!
آه هیهات که در این برهوت
و اندر این سوخته دشت فرتوت
برگی و باری نیست
چه توانسوز کویری که در آن
از کران تا به کران
حتی
دیاری نیست
آری نیست
همتی هست اگر
با من و توست
تا در این خشک کویر
از دل سنگ بر آریم آبی
کسی از غیب نخواهد آمد
در من و توست اگر مردی هست
با تو ام ای هموطن
سوی ابری که نخواهد آمد
ونخواهد بارید
چشم امید مبند
آه
هیهات
چه وقت این برهوت
بر سر هر تاکش
می نشیند یاقوت!!!
تقدیم بر همه ای هموطنانم مخصوصا (آغا حسین)!!!
ای ساربان آهسته ران که آرام جانم میرود
آن دل که با خود داشتم با دلستانم می رود
من مانده ام مهجورازاودرمانده ورنجورازاو
گویی که نیشی دورازاودراستخانم می رود
گفتم که به نیرنگ وفسون پنهان کنم ریش درون
پنهان نمی ماند که خون بر آستانم می رود
محمل بدارای ساربان تندی مکن با کاروان
کزعشق آن سر روان گویی روانم می رود
اومیرود دامن کشان من زهر تنهایی چشان
دیگرمپرس ازمن نشان کزدل نشانم می رود
برگشت یارسرکشم بگذاشت عیش ناخوشم
چون مجمری پرآتشم.کز سرد خانم می رود
با آن همه بیداد او . وین عهد بی بنیاد او
در سینه دارم یاد او یا بر زبانم می رود
بازآی وبرچشمم نشین ای دل ستان نازنین
کا شوب و فریاد از زمین بر آسمانم می رود
شب تا سحر می نغنوم واندرزکس می نشنوم
وین ره نه قاصد میرم کز کف عنانم می رود
گفتم بگریم تا ابل چون خر فرو ماندم به گل
وین نیز نتوانم که دل با کاروانم می رود
صبر از وصال یار من برگشتن از دلدار من
گر چه نباشد کار من هم کار از آنم می رود
در رفتن جان از بدن .گویند هر نوعی سخن
من خودبه چشم خویش تن دیدم که جانم می رود
سعدی فغان از دست ما لایق نبود ای بی وفا
طاقت نمی آرم جفا . کار از فغانم می رود
(سعدی)
خواننده:ساربان!!!