|
دنیا خوابی است که اگر آن را باور کنی پشیمان می شوی. مولا علی ع
|
تفاوت واقعی بهشت و جهنم.....فردي از پروردگار درخواست
نمود تا به او بهشت و جهنم را نشان دهد خداوند پذيرفت .
او را وارد اتاقي نمود كه جمعي از مردم در اطراف يك ديگ
بزرگ غذا نشسته بودند .
همه گرسنه،نا اميد و در عذاب بودند.
هركدام قاشقي داشت كه به ديگ ميرسيد
ولي دسته قاشقها بلند تر از بازوي آنها بود،
بطوريكه نميتوانستند قاشق را به دهانشان برسانند!
عذاب آنها وحشتناك بود. آنگاه خداوند گفت :
اكنون بهشت را به تو نشان ميدهم.
او به اتاق ديگري كه درست مانند اولي بود وارد شد.
ديگ غذا ، جمعي از مردم ، همان قاشقهاي دسته بلند .
ولي در آنجا همه شاد و سير بودند.
آن مرد گفت : نمي فهمم ؟
چرا مردم در اينجا شادند در حالي كه در اتاق ديگر
بدبخت هستند ، با آنكه همه چيزشان يكسان است ؟
خداوند تبسمي كرد و گفت:
خيلي ساده است ، در اينجا آنها ياد گرفته اند كه
يكديگر را تغذيه كنند .
هر كسي با قاشقش غذا در دهان ديگري ميگذارد،
چون ايمان دارد كسي هست در دهانش غذايي بگذارد .
نياز به شهامت نبود
کاش روزی میرسید که زندگی برای من بود
و نه من برای زندگی ،
آن روز که من به پناهی احتیاج داشتم هیچ کس نبود که دستان
سرد مرا بگیرد. ولی امروز در پس پرده ی تردیدم .
نمیدانم روزگار چگونه میگذرد فقط میدانم در حال گذر است.
من گل شقایقی هستم که عشق را فراموش کرده ام شاید هم بی
وفایی روزگار عشق را از من گرفته....!
اما نجوایی از دور مرا به خود میخواند نمیدانم به طرفش بروم یا
از آن حذر کنم هر چه هست زیباست.
واقعيت دارند. چنان فكرم آشفته هست كه ديگر
خوب را از بد نمي توانم تشخیص دهم.
گاهي اوقات با خود مي گويم
شايد من اشتباه مي كنم و عينك بد
بيني بر چشم گذاشته ام.
دنيا زيبا است و مردمانش زيبا تر از آن . به راستي
چنين است؟
اما چرا من اين گونه فكر مي كنم؟؟؟
كسي هست سوالم را پاسخ دهد؟
نکند دل دیگری اورا اسیر کرده است ؟
خندیدم و گفتم او فقط اسیر من است
تنها دقایقی چند تاخیر کرده است
گفتم امروز هوا سرد بوده است
شاید موعد قرار تغییر کرده است
خندید به سادگیم آینه و گفت
احساس پاک تورا زنجیر کرده است
گفتم از عشق من چنین سخن مگوی
گفت : خوابی سالها دیر کرده است
در ایینه به خود نگاه میکنم آه
عشق او عجیب مرا پیر کرده است
راست گفت آیینه که منتظر نباش
او برای همیشه دیر کرده است.


تا به حالا فکر کرديد فرق عشق بلبل و پروانه در چيست ؟
بلبل وقتی عاشق گل مي شود داد ميزند فرياد ميزند که من عاشقم
اما وقتی گل پژمرده شد ولش ميدکند و ميرود سراغ يک گل
ديگر .و اما پروانه ..... وقتی عاشق شمع مي شود آنقدر دورش
ميچرخد آنقدر دور شمع ميچرخد تا ميسوزد و صدایش هم در
نمي اید........
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خوشا کابل
خوشا کابل، خوشا آب و هوایش
خوشا پغمان و باغ با صفایش
خوشا بابر، خوشا دارالامانش
ز آسیبش نگه دارد خدایش
به هر جا میگذارم پای خود را
دل من می تپد هر دم برایش
سرو جانم به قربان وطن باد
هزاران همچو من بادا فدایش.