خدایا ..
چه لحظه هايی که در زندگی ترا گم کردم اما تو همیشه کنارم بودی ...
چه دقیقه ها که حضورت را فراموش کردم اما تو فراموشم نکردی...
چه ساعت هایی که غرق در شادی و غرور، تو را که پشت همه ایی موفقیت هایم بودی از یاد بردم اما تو همیشه به یادم بودی ...
وقتی خسته از همه جا و از همه کس ناامیدانه به تو پناه آوردم تو پناهم دادی...
وقتی از آدم های دور و برم دلم گرفت ...
و دنیا غم هایش را برایم ارزانی کرد تو به قلبم آرامش دادی...
تو با حضورت به خنده هایم هدف دادی ،
به گریه هایم دلیل دادی ،
به زندگیم ،
به نفس کشیدنم رنگ دادی...
مرا ببخش ،
اگر شادابم و جسور...
اگر بی عقلم و عاشق
خدایا مرا ببخش..
اگر بر خلاف طبیعت تو آفریده شده ام..
اگر عشقم گناهی نابخشودنی است
و اگر گناهم را دوست می دارم
خدایا مرا ببخش..
...مرا ببخش
مرا ببخش
اگر فراموش کرده ام نام تو را
خدایا مرا ببخش اگر اینگونه ام....
+
نوشته شده در
2007/11/15ساعت 22:32 توسط Mariama Qeyam مریما قیام
|
- آموخته ام ... كه هميشه براي كسي كه به هيچ عنوان قادر به كمك كردنش نيستم
دعا كنم.
- هميشه زمان به نفع تو نخواهد بود.
اين فرصت ها به زودي از دست خواهد رفت و آنگاه ديگر پشيماني سودي ندارد
- به دريا شکوه بردم از شب
به هر موجي که مي گفتم غم خويش
سري مي زد به سنگ و باز مي گشت
- خوشبختي را ديروز به حراج گذاشتند حيف من زاده ي امروزم. خدايا جهنمت فرداست پس چرا امروز مي سوزم
- هيچ کس اشکي براي ما نريخت هر که با ما بود از ما مي گريخت چند روزي هست حالم ديدنيست حال من از اين و آن پرسيدنيست گاه بر روي زمين زل مي زنم گاه بر حافظ تفال مي زنم حافظ ديوانه فالم را گرفت يک غزل آمد که حالم را گرفت: ما زياران چشم ياري داشتيم خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم
- ای کاش تنها یکنفر هم در این دنیا مرا یاری کند
ای کاش می توانستم با کسی درد دل کنم
تا بگویم که .
من دیگر خسته تر از آنم که زندگی کن
+
نوشته شده در
2007/11/11ساعت 14:54 توسط Mariama Qeyam مریما قیام
|
ــ پروردگارابه من بياموز دوست بدارم کساني راکه دوستم
ندارند ..عشق بورزم به کساني که عاشقم نيستند...بگريم براي
کساني که هرگز غمم را نخوردند...به من بياموز لبخند بزنم به
کساني که هرگز تبسمي به صورتم ننواختند... محبت کنم به
کساني که محبتي درحقم نکردند...........
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
-قفس داران سکوتم را شکستند دل دائم صبورم را شکستند به
جرم پا به پاي عشق رفتن پرو بال عبورم را شکستند مرا از
خلوتم بيرون کشيدند چه بي پروا حضورم را شکستند تمنا در
نگاهم موج مي زد ولي روياي دورم را شکستند .
-زندگي سخت نيست ما سختش ميكنيم ، عشق قشنگ نيست
ما قشنگش ميكنيم ، دل ما تنگ نيست ما تنگش ميكنيم ، دل
هيچ كس از سنگ نيست ما سنگش ميكنيم
-هيچ گاه فاصله ها حريف خاطره ها نميشوند ، به يادتم . . .
-سوختم باران بزن شايد تو خاموشم کني / شايد امشب
سوزش اين زخم ها را کم کني
آه باران من سراپاي وجودم آتش است
/ پس بزن باران بزن شايد تو خاموشم کني
چه غريبانه ميگريست آن شب بي تو تکه ابري که
سکوت وجودم رو فهميد و
چه غريبانه خنديدم آن روز که بي تو مرگم را فهميد
-زندگي جدولي است كه هر كس به حل آن پي ببرد ،
جايزه اش مرگ است
-گر با غم دوريت نسازم چه کنم / با ياد تو گر عشق نبازم چه
کنم / چون در نظرم فقط توي ماييه ناز / گر من به تو اي دوست
ننازم چه کنم.
+
نوشته شده در
2007/10/25ساعت 19:57 توسط Mariama Qeyam مریما قیام
|