دلم گرفته از این روزگار دلتنگی گرفته اند دلم را به کـار دلتنگی
دلم دوباره در انبوه خستگی ها ماند گــــرفت آینــــــه ام را غـبار دلتنگی
شکست پشت من از داغ بی تو بودنها به روی شـــــانه دل مانـــد بار دلتنگی
درون هاله ای از اشک مانده سرگردان نگاه خســـــــته مـــن در مدار دلتنگی
از آن زمان که تو از پیش ما سفر کردی نشسته ایم من و دل کـــــنار دلتنگی
دگر پرنده احساس مــن نمی خواند مگر سرود غم از شاخسار دلتنگی
بیا که ثانیه ها بی تو کند می گذرد بیا که بگذرد این روزگـــــار دلتنگی
+
نوشته شده در 2008/8/11ساعت 19:47 توسط Mariama Qeyam, Kiyam مریما قیام
|
مناجات
الهي اي صفاي روح و جانم....عنايت كن كه من بي خانمانم دلم از عشق كويت شاد گردان....ز هر قيدي مرا آزاد گردان بسوزان اين دلم را در غم عشق....روانم زنده بنما از دم عشق يكي بلبل به باغ اشتياقم....بناله از غم و دردو فراقم شده عشق تو يارب پيشه من....اميدم بر تو شد انديشه من صفاي دل بود ياد تو اي دوست....دل و جانم بود شاد تو اي دوست اگر در ذلت عصيانم اي يار....اگر من خسته و بي جانم اي يار اگر افتاده در بند گناهم....اگر سر تا به پا من دود آهم اگر در چاه خود بيني فتادم....اگر دستي به دست حق ندادم اگر عمرم فنا شد در گناهان....اگر گشتم ز خيل بي پناهان اگر خوار و اسيرو مستمندم....اگر نالان و زار و دردمندم اگر شيطان فريبم داد اي دوست....اگر آهم اگر بيداد اي دوست خوشم زيرا تو باشي ياور من....كريم و داد خواه و داور من ببين مسكين دور افتاده از راه....ندارد مايه اي جز اشك و جز آه